قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2403

تاريخ الفي ( فارسى )

القصّه ، چون سلطان چند روز در نيشابور قرار گرفت ، خبر رسيد كه ايلچى [ ى ] كه قبل از اين متوجّه سمرقند شده بود تا دختر خان اعظم را خطبه كرده در ازدواج سلطان ملكشاه كند با مهدعليا ، يعنى دختر خان اعظم ، از جيحون عبور نموده متوجّه نيشابور است . بنابراين ، سلطان فرمود تا شهر را بار ديگر صد مرتبه افزون‌تر از اوّل آيين بستند و مهدعليا را به حشمت و عظمت هرچه تمام‌تر به شهر درآوردند ؛ چنانچه در پيش محفّهء ايشان هزار غلام ترك و هزار كنيز تركيّه ، كه لايق خدمت پادشاهان مىباشند ، مىرفتند و در دست هر يكى ، از نفايس تركستان تحفه‌اى بود . و به اين هيئت به هر كوچه و محله كه مىگذشتند از اطراف و جوانب مشك و كافور و عنبر نثار ايشان مىنمودند . القصّه ، چند روز متواتر و متوالى در دار السّلطنهء نيشابور آنچنان جشنى عام ترتيب يافته بود كه رضوان از جنان و حور از قصور به تفرّج آن حاضر آمده انگشت حيرت و تعجّب به دندان مىگزيدند و بعد از زفاف ، آن مقدار صدقات و مبرّات به مستحقّان رسانيدند كه در بلدهء نيشابور از فقر و احتياج نشان نماند و غير از نام فقير ، كسى را كه به فقر موصوف باشد نمىديدند . و در روضة الصّفا مسطور است كه چون سلطان الب‌ارسلان بر اكثر معمورهء عالم نافذ فرمان گشت ، سلطان ملكشاه را وليعهد خويش گردانيده بر مملكت فارس و اصفهان حاكم ساخت و حكومت مرو و خوارزم را به پسر ديگر خود ، كه داماد مودود بن مسعود بود ، تفويض نمود و چون يبغو ، عمّ طغرل بيگ كه والى هرات بود ، به واسطهء جور و ظلم بسيار رعاياى بلدهء هرات از وى به شكايت به درگاه پادشاه آمده بودند ، سلطان به مقتضاى عدالت جبلّى ، بعد از تحقيق حال يبغو را از حكومت آن ولايت عزل نموده ايالت آن ولايت را به پسر ديگر خويش ، طغانشاه ، ارزانى داشت و بر نيشابور و رى والى گردانيد و حكومت بلخ را به قرّة العين ديگر خود تفويض نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه اتسز بن ادق خوارزمى « 1 » كه از كبار امراى الب ارسلان بود ، از فلسطين به عزم تسخير بيت المقدّس و رمله و ساير نواحى آن ولايت متوجّه آن صوب گشت و رمله و بيت المقدّس و نواحى ديگر آن ولايت را غير از مدينهء عسقلان به تمام از دست مصريان گرفته به حيطهء تصرّف خود درآورد و از آنجا به قصد تسخير دمشق رفت . امّا چون آن ولايت را ، هرچند سعى و كوشش نمود ، نتوانست گرفت ، اكثر آن مواضع را به نهب و غارت خراب كرد . و از مشاهير علماى شافعيّه ، در اين سال ابو القاسم عبد الرّحمن فورانى « 2 » ، كه مصنّف كتاب إبانه « 3 » است ، وفات يافت . و ديگر از مشاهير علماى آن طايفه ابو بكر احمد بن

--> ( 1 ) . م ، ق : ارتش بن ارق . ش : ارسش بن اذق . ( 2 ) . الكامل : فوران . ( 3 ) . م : ايانه .